چه تلخ است که ناز را میکشیم آه را میکشیم انتظار را میکشیم فریاد رامی کشیم ... ... ... درد را میکشیم ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 16:41 توسط نریمان
|
خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" "ل" را از گل " لاله" "ا" را از گل "اطلسي" "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم به وبلاگ من خوش آمدید
من نریمان هستم
یک سایه در تاریکی شب در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهاییم بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچ کسی کاری به کار من نداشت بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ او که خوابیده ست در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد